مادر . . .
تا تو از رنج بیماری رها بشی . . .
مادر . . .
تا تو از رنج بیماری رها بشی . . .
برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر
وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد
فرمود:خدایا این کرم را چرا آفریدی؟
خدا فرمود:ای موسی اتفاقا این کرم هم روزی چندبار به من می گوید این موسی را چرا آفریدی؟!.
در زمان حضرت سلیمان دو تا گنجشک یه گوشه ای نشسته بودند.
گنجشک نر به گنجشک ماده اظهار محبت می کرد. می گفت
تو محبوبه منی. تو همسر منی. دوستت دارم. عاشقتم.
چرا به من کم محبتی؟
چهره ها با اشک زیبا می شود عشق با تصویر معنا می شود
عشق یعنی دل سپردن در الست از می وصل الهی مست مستعشق یعنی ذکر ناموس خدا یا علی گفتن به زیر دست و پا
عشق یعنی جلوه صبر خدا شرم ایوب نبی از مرتضیعشق بر دلها شهامت می دهد عشق بر غمها حلاوت می دهد
اي محبوب بيا و با ما اين گونه دشمني مکن زيرا ما با تو حق دوستي و هم صحبتي ديرين داريم
بیا با ما مورز این کینه داری که حق صحبت دیرینه داری
نصیحت گوش کن کاین دربسی به از آن گوهر که در گنجینه داری
و لیکن کی نمایی رخ به رندان تو کز خورشید و مه آیینه داری
بد رندان مگو ای شیخ و هش دار که با حکم خدایی کینه داری
نمی ترسی ز آه آتشینم تو دانی خرقه پشمینه داری
به فریاد خمار مفلسان رس خدا را گر می دوشینه داری
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ به قرآنی که اندر سینه داری
1 - باراک براي اين كه به مدرسه نرود دعا مي كرد معلمش بميرد. وقتي اين ماجرا به گوش معلم رسيد، او را صدا كرده و گفت؛ دعا كن بابات بميره، چون اگر معلم بميرد، يك معلم ديگر جاي او را مي گيرد اما اگر پدرت بميرد ديگر كسي نيست كه تو را به مدرسه بفرستد.
شاعر حمار